abortion
دچار تردید بدی هستم،کاش دهنم را می بستم و می گفتم ما تا سر درس های این قسمت خوانده ایم!
اگر یک رامبراند یا موتزارت بوده باشد چی؟
اگر چیزی نمی گفتم و ا.ن دیگری به دنیا می آمد چی؟
اگر یکی پیدا بشود که به مولف کتاب تنظیم خانواده ی دانشگاه ها بگوید در کتابش ننویسد یک دوره ای وجود دارد که در آن
"هیچ" خطری نیست چی؟انگار در جریان نباشد بچه ها منتظر هش هستند برای اتکا به راه های طبیعی!
اگر دهنم را ببندم و فکر نکنم با " گفتن" این که چه راه هایی وجود دارند یکی را از زندگی محروم کرده ام چی؟
پ.ن:این تصویر را قبلا هم استفاده کرده ام در وبلاگی که دیگر وجود ندارد و بر موضوعی جداگانه
http://amelee.deviantart.com/art/Abortion-31726670
کاش فردا روزی.......
آزادی عزیز!
برادر و خواهرمان
دست و تن و جان
زندگی و آینده
بر پای تو هیچ انگاشته اند،باشد که کرشمه کم کنی و .....
در آیی!
پ.ن: دروغ چرا الآن فقط یه آرزو دارم ،اونم اینه که فردا تهران باشم،
13آبانی سبز تر از جنگل های سواد کوه البته آرزوی اصلیمه!
موشه هیچ کاری نداشت،فقط عاشق شده بود!
یادم نیست تا چه سنی فکر می کردم do zir benoo یک چیزی تو مایه ها ی متلک با یک حرف سکسی است که مردان
می گویند برای دلبری از بانوان جذابی مثل خاله سوسکه!!
پ ن1:امروز یک قسمتی از شهر قصه را دانلود کردم و کلی دوباره دلم واسه فیله که دندونش شکست و بقیه قسمتهایش هم به
غارت رفت ،سوخت،مثل همان بچگی هایم،هیج عوض نشده ام انگار!
پ.ن2:دو زیر بن(با تشدید و صدای ضمه روی نون)حرفی است که ملای روباه شهر قصه برای جلب توجه خاله سوسکه تکرار
می کرد.
پ.ن3: کلی فکر کردم به این که بچه ای که تا حوصله اش سر می رفت شهر قصه گوش می داد ،بزرگیش از این که من هستم
بهتر در نمی آید عمرا!
پ.ن4:همه ی ملا های جهان همان روباه هستند!
پ.ن5:اینم لینک این عشق و اعتیاد درمان ناپذیر دوران کودکی ما
شهر قصه قسمت اول (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid...SEH_Part_I.mp3)
قسمت دوم (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid...H_Part_IIa.mp3)
قسمت سوم (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid...H_Part_IIb.mp3)
قسمت چهارم (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid..._Part_IIIa.mp3)
قسمت پنجم (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid..._Part_IIIb.mp3)
قسمت ششم (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid...H_Part_IVa.mp3)
قسمت هفتم (http://www.comm.utoronto.ca/%7Efarid...H_Part_IVb.mp3)
با تشکر از:
http://www.persianhub.org/
خانه ی همسایه دانشگاه
هفته ای شاید سه یا چهار بار به در پشت بام لبخند می زنم و می فهمم باز خانه ام را رد کردم!
بر می گردم طبقه چهارم.
Subscribe to:
Posts (Atom)



